نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بدی از نیک بر نمی‌آید

کار زهر از شکر نمی‌آید

من براهش ز خویش بیخبرم

باز گویش خبر نمی‌آید

پیش آهم چه خیزد از دوزخ

کار برق از شرر نمی‌آید

گو به بزمت دمی که چون مینا

خونم از چشم تر نمی‌آید

از تو کاریست بر گرفتن دل

که ز مشتاق بر نمی‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به مفهوم این است که از کارهای نیک، نتیجه‌ای بد به دست نمی‌آید و برعکس، کارهای بد نیز نتیجه‌ای خوب ندارند. شاعر در اینجا expresses ناآگاهی خود از راهی که در پیش گرفته، و اشاره می‌کند که از دوزخ یا درد و رنج چیزی به دست نمی‌آید. در نهایت، او به این نکته می‌پردازد که از طرف محبوب، اقدامی برای جلب دلش انجام نمی‌شود، و این احساس اشتیاق و نیاز او به طرف مقابل را تشدید می‌کند.