نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم جای غم جانانه کردند

مقام گنج در ویرانه کردند

ز چشم ساقیم دیوانه کردند

سیه مستم ازین پیمانه کردند

کجا شایسته دام است مرغی

که صیدش از فریب دانه کردند

خراب از ساغر عشقند کونین

چه می یارب درین پیمانه کردند

چو حسن و عشق را چیدند محفل

تو را شمع و مرا پروانه کردند

دو چشمش از نگاه آشنائی

دو عالم را ز خود بیگانه کردند

به بین مشتاق چون آخر هلاکم

ز شوق مقدم جانانه کردند

ز کویش مژده وصلم رساندند

مرا درخواب ازین افسانه کردند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و غم شاعر می‌پردازد. شاعر از دلی که به خاطر عشق داغدار شده است صحبت می‌کند و از عشق و زیبایی صحبت می‌کند که او را دیوانه کرده است. او به تصویری از مرغی که در دام عشق گرفتار شده و در ویرانه‌ها گنجی یافته اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به رابطه‌ای که میان خود و محبوبش وجود دارد، مانند شمع و پروانه، اشاره کرده و نشان می‌دهد که عشق آنها چقدر نزدیک و در عین حال مرگبار است. در نهایت، او از مژده وصال و خواب‌هایش از محبوبش سخن می‌گوید که او را به یاد عشق و امید می‌اندازد.