نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای کس من در جهان گر جز تو کس می‌داشتم

شِکوه می‌کردم ز جورت تا نفس می‌داشتم

از کمین برخواست صیاد وز ره برچید دام

ز آشیان ای کاش راهی در قفس می‌داشتم

نالهٔ من بس ضعیف و محمل او دور کاش

جا به پای ناقه‌اش همچون جرس می‌داشتم

کی به رندی می‌زدم از شحنه‌ام گر بود باک

می نمی‌خوردم اگر بیم از عسس می‌داشتم

نیستم بی‌خانمان از بیم برق خانه‌سوز

آشیان می‌بستم از یک مشت خس می‌داشتم

بر لبم مهر سکوت از ذوق خاموشی مدان

می‌زدم فریاد گر فریادرس می‌داشتم

کامیاب اغیار مشتاق از لبش من نیز کاش

ریزه‌ای زین شهد قسمت چون مگس می‌داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از lamentation و درد دل شاعر درباره عشق و جدایی است. شاعر بیان می‌کند که اگر غیر از معشوقش کس دیگری در زندگی‌اش بود، به خاطر دوری او شکایت می‌کرد. او حسرت می‌خورد که ای کاش راهی برای فرار از قفس دلش داشت و در عین حال از ناله‌هایش به خاطر عدم ارتباط با معشوق تلاش می‌کند. او همچنین به بی‌خانمانی و ترس از آتش جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر می‌توانست فریاد بزند، این کار را نمی‌کند چون کسی برای شنیدن آن ندارد. در نهایت، آرزو دارد که از محبت معشوقش نیز بهره‌مند شود، حتی اگر تنها بخشی کوچک از آن باشد.