نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم افسرده آه سرد من بین

ز بی‌دردی بدردم دردمن بین

رود چون در رهت بر باد خاکم

پریشان در هوایت گرد من بین

چمنها از تو سبز ای ابر رحمت

بحرمان گیاه زرد من بین

نخواهی گر کشی از درد رشکم

بدرد غیر منگر درد من بین

درین دشت از پی چابک‌سواران

شتابان گرد صحرا گرد من بین

دلم افسرده است اما بیادت

فروزد آتش آه سرد من بین

رساند او را بمن مشتاق آهم

بیا و گنج باد آورد من بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس درد و افسردگی شاعر است که به یاد معشوقش دچار اندوه و سردی می‌شود. او از بی‌دردی اطرافیانش شکایت می‌کند و از معشوقش می‌خواهد که درد او را درک کند. شاعر به زیبایی طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که همه چیز پیرامونش تحت تأثیر غم و اندوه اوست. او به شتاب و کاوش در دشت‌ها و بیابان‌ها نیز اشاره می‌کند و در نهایت از معشوقش می‌خواهد که او را ببیند و اشتياق او را برآورده کند.