شمارهٔ ۲۵۲ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شبی روز منست ای از تو روشن چشم داغ من
که گردی انجمن افروز من چشم چراغ من
شبی شور از فروغ مهر شمعافروز داغ من
نه آخر من سیهروز توام چشم و چراغ من
بود خون جگر می بیلب ساقی همان بهتر
که ماند خشک همچون شیشه خالی دماغ من
ز بس کاهیدم از هجرش گرم بیند عجب نبود
که نشناسد مرا یا روز من گیرد سراغ من
ز هر شب امشبم تابوتب افزونست پنداری
که غافل خویش را پرو نه ای زد بر چراغ من
چه فیض از شیشه دل ساغر چشم ترم دارد
کزین مینا نمیآید بجز خون در ایاغ من
زیر سیر گلستان گلهای داغت فارغم دارد
که باشد سینهام زین لاله گلگشت باغ من
سرودم را شنو مشتاق منگر این سیهبختی
که خوشتر از نوای بلبل است آهنگ زاغ من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس عمیق عشق و longing (دلتنگی) خود را بیان میکند. او شب را روشن از یاد معشوق خود میداند و به شدت از دوری او رنج میبرد. شاعر از احساس درد و جدایی سخن میگوید، به طوری که وجود معشوق برایش همانند نوری در تاریکی است. او همچنین به سادگی اشاره میکند که تحمل اینکه بدون معشوق بماند برایش سخت است و ترجیح میدهد که بینوشیدنی و تنها بماند تا اینکه از محبت او بیخبر باشد. شاعر در پایان به زیبایی و جذابیت آواز خود اشاره میکند و آن را حتی از بلبل زیباتر میداند، در حالی که غم و غصهاش را نیز بیان میکند. در کل، این شعر تجلیل از عشق و آرزوها و در عین حال احساس تلخ جدایی است.