شمارهٔ ۲۸۴ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که با اهل هوس نرد وفا باختهای
منم آن مهره که در ششدرم انداختهای
محفلافروز جهانی تو که داری چون شمع
رخ افروختهای و قد افراختهای
یکره ار جلوه کند سرو تو در باغ وگر
آشیان بر سر سروی ننهد فاختهای
طرفه حالیست که عشاق سپاه تو و تو
هرنفس بر صفشان توسن کین تاختهای
دل مشتاق به خون میتپد از غیرت باز
پی قتل که دگر تیغ جفا آختهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و حسرت شخصی میپردازد که به عشق خود وابسته است. شاعر به فردی اشاره میکند که با اهل هوس ارتباط دارد و خود را مهرهای در دستان او میسازد. او از زیبایی و درخشندگی معشوق میگوید که مانند شمعی در محفلها میدرخشد. شاعر همچنین به حسادت و غیرت دل عاشق اشاره میکند که او را به سمت انتقام از جفاها میکشاند. به طور کلی، این شعر غیورانه و عاشقانه، درگیریهای احساسی و دشواریهای عشق را به تصویر میکشد.