نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۸ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی

نه که حسرت‌کش یک زخم ز قاتل باشی

از ره دیر و حرم روی به دل کن تا چند

به غلط ره روی و طالب منزل باشی

من که در کشتی طوفانیم از شورش بحر

باشم آگه نه تو کآسوده ساحل باشی

ایکه ناکرده عمل طالب اجری تا چند

تخم ناکاشته جوینده حاصل باشی

دست گیرد مگرت جذبه لیلی ورنه

تا ابد گرد صفت از پی محمل باشی

ز اهل معنی چو به دعوی نتوان کشت چه سود

زانکه چون نقطه درین دایره داخل باشی

دل خود آب کن از آتش حسرت مشتاق

چند درمانده این عقده مشکل باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی و تأمل در زندگی و آرزوهای انسانی می‌پردازد. او به فردی می‌گوید که بهتر است در میدانی که به شدت دچار آسیب و درد است (یعنی همانند مجروحی که در میدان جنگ به زمین افتاده) باشد تا اینکه حسرت یک زخم را از دست قاتل بخورد. شاعر از او می‌خواهد که به جای گم کردن مسیر و هدفش، در جست‌وجوی حقیقت و منزل مقصود باشد. او خود را در کشتی طوفانی تشبیه کرده و می‌گوید بهتر است آگاه بود و به ساحل آرامش نرسید، تا اینکه به خاطر نداشتن عمل و تلاش، در جست‌وجو برای پاداش نامعقولی باقی بماند. شاعر تأکید می‌کند که باید به جای توهم و دعوی‌های بی‌محتوا، در واقعیت و معنای عمیق زندگی در حرکت بود. در نهایت، او انتهای این مضمون را با دعوت به خودشناسی و رهایی از حسرت ناتمام مطرح می‌کند.