نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۷ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشا مستی و عشق نازنینی

نه آئینی نه کیشی و نه دینی

حذر کن ای زبردست از ضعیفان

که دستی هست در هر آستینی

ره ما تیره و هر گام صد چاه

نه راه پس نه چشم پیش‌بینی

چه آسوده است آن کز خلق گیتی

نه مهری در دلش باشد نه کینی

مکن از دیدنت منعم چه باشد

زیان خرمنی از خوشه چینی

نمیگردد شراب انگور صدسال

اگر در خم نماند اربعینی

وفا تخمیست در آب و گل ما

نروید این گیاه از هر زمینی

بیاساقی که مستی کیش عشق است

برو زاهد چه دنیائی چه دینی

شود تا نقش بروی اسم اعظم

کجا شایسته باشد هر نگینی

نه راهی در درون پرده مشتاق

نه کس را از برون علم‌الیقینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از مستی و عشق بدون قید و شرط می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که این عشق نه به آیین، کیش یا دین خاصی وابسته است. او به زبردستان هشدار می‌دهد که از ضعیفان دوری کنند و دشواری‌های مسیر عشق را به تصویر می‌کشد. شاعر بر این باور است که انسان‌هایی که از دلبستگی‌های دنیوی آزادند، زندگی آرام‌تری دارند. او به ناپایداری دنیا و عشق زاهدانه اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق حقیقی نیاز به فرهنگی خاص ندارد و باید از ظواهر دوری کرد. در نهایت، او به دنبال حقیقت و شناخت عمیق‌تر از عشق است و بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ راهی برای رسیدن به حقیقت وجود ندارد مگر از طریق عشق واقعی.