شمارهٔ ۴۱ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
وز خارخار عشق گل در جان بلبل خارها
تنها نه من از گلرخان هر دم کشم آزارها
یاری ندیده یارئی زین غیر پرور یارها
پر از هجوم بوالهوس کوی بتان از خاروخس
ما همچو مرغان قفس محروم از این گلزارها
شد زین خدنک جان ستان صد رخنهام در استخوان
دارد هنوز این شخ کمان عشق تو با من کارها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از غم و آزارهایی که از عشق میکشد سخن میگوید و حس ناامیدی و محرومیت از معشوق را توصیف میکند. او به مقایسه خود با مرغانی که از گلزارها دور هستند میپردازد و نشان میدهد که عشقش مانند خار در دلش نشسته و زخمهایی به او وارد کرده است. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق معشوقش همچنان برای او درد و رنج به همراه دارد.