نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را

برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را

خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوش

که گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را

به شکر این که داری جمع ساز و برگ نیکویی

تهی دامن مران از خرمنت چون خوشه‌چین ما را

مذاق ما ز شهد وصل شیرین کن بگو تاکی

پسندی تلخ‌کام از حسرت این انگبین ما را

من و مشتاق نتوانیم رفتن از درت کانجا

وفا برپای دل‌بسته است بند آهنین ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شادی و غم ناشی از عشق و دوستی است. شاعر از خوشی و ناخوشی ناشی از حضور و غیاب یار سخن می‌گوید و به ارتباط پیچیده‌ای که در عشق وجود دارد اشاره می‌کند. او از دلایل شکرگزاری به خاطر زیبایی‌های زندگی سخن می‌گوید و از تلخی‌های عشق و حسرت برمی‌آید. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که او و معشوقش نمی‌توانند از در عشق جدا شوند، زیرا وفاداری و وابستگی عاطفی آن‌ها را به هم متصل کرده است.