شمارهٔ ۷۹ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر حرم بود ار دیرخانه خانه تست
بهر دری که نهم سر بر آستانه تست
چه طایری تو که طوبی سزد که رشگ برد
بر آن درخت که بر شاخش آشیانه تست
مرا تو مردمک دیده مکش زینهار
قدم ز خانه چشمم که خانه خانه تست
چه احتیاج بغواصیم درین قلزم
مراکه دل صدف گوهر یگانه تست
مکش سر از کفم ای زلف یار سوزم چند
بداغ حسرت سرپنجهای که شانه تست
گهرفشان چو رگ ابر نوبهار چراست
زبانم ارنه کلید در خزانه تست
بسلسبیل نشویم ز رخ غبار درت
که آب روی من از خاک آستانه تست
تو خود چه نغمهسرائی که بر فلک مشتان
برقص زهره ز گلبانگ عاشقانه تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و افتخار به محبوب و حضور او اشاره میکند. شاعر از اینکه در دل محبوب سکونت دارد سخن میگوید و به زیبایی و عظمت او میپردازد. او جاذبههای محبوب را با تشبیهاتی زیبا توصیف میکند و احساسات عمیق خود را در مورد وابستگی و نیاز به محبوب بیان میکند. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت و قدرت عشق نیز اشاره دارد و در نهایت از محبوب میخواهد که او را با زیباییهایش سوزاند و خود را از وجودش جدا نکند. به طور کلی، این شعر نمایانگر عشق عمیق و زیباییهای روحانی است که در ارتباط با محبوب و لحظات ناب عاشقانه به وجود میآید.