شمارهٔ ۹ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب اما
از این دفتر به دستم فردی افتاد انتخاب اما
چسان ایمن توان شد از فریب نرگس مستش
که خون عاشقان نو شد به تقریب شراب اما
نشان هرگز نیابد تشنه از آبی در این وادی
گهی از دور بیند موجی از بحر سراب اما
به هر کس قسمتی زین کارگه دادند چون مخمل
مقرر شد نصیب بخت ما را نیز خواب اما
در این فصل گلم مشتاق نبود بهر می رهنی
به کوی میفروشان خانه ای دارم خراب اما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و به مشکل فریبکاری او نیز توجه دارد. او از تضاد بین زیبایی آفتاب و خطر فریب نرگس صحبت میکند و احساس میکند که عاشقان همیشه قربانی این فریب هستند. همچنین، به دشواری یافتن آب در بیابان و خواب بخت خود اشاره میکند و نهایتاً حسرتی بر نابود شدن آرزوها و عشق خود دارد، بدون اینکه امیدی به بهبودی یا تغییر داشته باشد. شعر به نوعی نشاندهنده ناامیدی و بحران عاطفی شاعر است.