شمارهٔ ۳ مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / مستزاد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
گیرم که کسی به مال و زر قارون شد
مرگست ز پی
یا آنکه بعلم و دانش افلاطون شد
کو حاصل وی
اندوختهام همه ز کف بیرون شد
کو ناله نی
زاندیشه کونین دلم پر خون شد
کو ساغر می
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به بررسی ارزشهای دنیوی و فناپذیری آنها میپردازد. شاعر میگوید حتی اگر کسی به ثروت و دارایی قارون برسد یا به علم و دانش افلاطون دست یابد، در نهایت نمیتواند از مرگ بگریزد. او به این نکته اشاره میکند که همه چیز در دنیا زودگذر است و آنچه که جمعآوری میشود، در نهایت از دست میرود. شاعر از درد و عواطف درونی خود میگوید و به نوعی به جستجوی معنا و آرامش در مقابل سختیهای زندگی اشاره دارد.