نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - تاریخ عمارت مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حضرت میرزا ابوطالب

ابروی سراچه ایجاد

آنکه صدخانه دل از لطفش

گشت چون کعبه خلیل‌آباد

آنکه معمار قدرت آب و گلشن

از نکوئی سرشته چون اجداد

آنکه دارد نشان شمسه از او

زینت ایوان خانه ایجاد

ریخت رنگ عمارتی که زند

از صفا طعنه بر بهشت‌آباد

در صباح و مسادرش از خلد

بندد و واکند ز بست و گشاد

در تماشایش آید ار رضوان

رودش گلشن بهشت از یاد

سرمه از گردش ار کشد یابد

روشنی چشم کور مادرزاد

باشد آئینه از صفا هر خشت

که در او کار کرده است استاد

بسکه در وی چو خامه مانی

کلک نقاش داد صنعت داد

هست سرسبز نخل تصویرش

از طراوت همیشه چون شمشاد

وصف گل‌های نقش دیوارش

چون زبان قلم کند بنیاد

همچو منقار بلبلان گردد

خامه بر کف لبالب از فریاد

گر نسیمی رود ز باغچه‌اش

بوی گل را دهد ز عطر بباد

بدل آن ذوق کاین نسیم بود

دیده گشتی کجا ز باد مراد

من که و وصف او که تعریفش

هست بیرون ز حد استعداد

وصف او نغمه‌ایست در بدنم

چون زبان در دهان شمع زباد

این عمارت چو شد تمام که برد

قصر شیرین ز خاطر فرهاد

گفت مشتاق بهر تاریخش

این عمارت همیشه باد آباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف حضرت میرزا ابوطالب و ویژگی‌های او می‌پردازد. شاعر از او به عنوان شخصیتی برجسته که دل‌ها را با لطفش پر کرده، یاد می‌کند و او را با معمار قدرت و زیبایی تشبیه می‌کند. عمارت و فضای پیرامون او را زیبا و سرشار از صفا می‌داند و تأثیر وجودش بر زیبایی‌ها و گلشن‌های بهشتی را توصیف می‌کند. شاعر بیان می‌کند که وصف این شخصیت فراتر از توانایی‌های بشری است و عمارت ساخته شده در یاد او همواره باید پایدار بماند. در نهایت، شاعر ابراز اشتیاق و علاقه‌اش به شخصیت و تاریخ او را ابراز کرده و آرزو می‌کند که یاد او همیشه زنده بماند.