شمارهٔ ۲۶ - تاریخ قتل محمدنبی مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گشته جور محمد نبی خسته جگر
که خورند از غم او بنده آزاد افسوس
عاقبت غمکده هستی او را چون سیل
آب شمشیر فنا کند ز بنیاد افسوس
از تسیم ستم و صرصر بیداد سپهر
خرمن هستی او شد همه بر باد افسوس
از جفائی که بر او رفت برآمد هر سو
از زن و مرد از آن شدت بیداد افسوس
خواست از خاطر غمگین و دل شاد دریغ
بر فلک رفت ز ویرانه و آباد افسوس
کشته چون گشت برآمد ز غمش یاران را
از دل خسته و از خاطر ناشاد افسوس
کلک مشتاق رقم کرد پی تاریخش
از محمدنبی آن گشته بیداد افسوس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و اندوه پیامبر محمد (ص) میپردازد و به تبعات درد و رنجی که او در زندگی خود تجربه کرده اشاره دارد. شاعر به خاطر مشکلات و ستمهایی که بر او و پیروانش رفته، احساس افسوس و ناراحتی میکند. او به زوال و فنا اشاره میکند و این که چگونه غم پیامبر تأثیرات عمیقی بر انسانها گذاشته و باعث بیداد و بیعدالتی شده است. در پایان، شاعر از آرزوی دل شاد و غمزده صحبت میکند و میگوید که تاریخ این دردها را ثبت کرده است.