شمارهٔ ۹ - تاریخ فوت میرزاجعفر متخلص براهب مشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی / ماده تاریخ / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
راهب که ز داغ رحلت او
خونابه ز چشم دوستان رفت
پرواز گرفت مرغ روحش
زین باغ بروضه جنان رفت
رفت و زغمش فغان احباب
هر دم ز زمین بر آسمان رفت
هرچند زبان آتشین داشت
زین بزم بگویمت چسان رفت
گردید ز سرد مهری دهر
خاموش چو شمع از میان رفت
آخر دیدی چگونه زین باغ
آن طایر طوبی آشیان رفت
گردید ز نغمهای دلکش
خاموش و زجرگ بلبلان رفت
مشتاق برای سال فوتش
تاریخ طلب بهر کران رفت
گفتش ناگاه رهنوردی
راهب صد حیف کز جهان رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ اندوه و فقدان یک راهب است که به رحلت او دوستانش به شدت متاثر شدهاند. مرغ روح او پرواز کرده و از این دنیای فانی رفته است. همچنین احساس عمیق یأس و سکوت پس از مرگ او در دل دوستانش موج میزند. شاعر به زیبایی مرگ او را توصیف کرده و از دلنگرانی و اشتیاق برای یادآوری او سخن میگوید. در نهایت، شاعر با حسرت نسبت به فقدان او ابراز تاسف میکند.