بخش ۱۱۵ - اتمام اذان مرحوم میرقدس سره و احرام بستن به نماز ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آمد از بام و به گنبد پا نهاد
اندر آنجا رو به کعبه ایستاد
پشت بر بت روی بر بت آفرین
کرد و دست انداخت بر حبل المتین
چشمش اندر بتکده دل در حرم
اندرون پرنور بیرون از ظلم
گفت اقامت کرد نیت پس دو دست
برد بالا و به فرض احرام بست
چونکه گفت الله اکبر ناگهان
شد بلند آواز تکبیر از بتان
از بت و بتخانه و دیوار و در
از زمین و سقف و اُستُنهای زر
بلکه از هر خشت و هر سنگِ رخام
هم ز فرش و زینت و زیور تمام
غلغل تکبیر چندان شد بلند
که زمین حیران شد و چرخ استمند
از پس تکبیر، میر ارجمند
خویش را بیرون از آن گنبد فکند
پا برهنه چون برون از خانه جست
سقف و بنیادش همه درهم شکست
سقف و بنیادش همه شد سرنگون
پایهاش افتاد و بشکستش ستون
سنگ و خشت و آجرش شد ریز ریز
جا نماند از آن بناها هیچ چیز
شد غباری و غبارش باد برد
روزگار آن بتکده از یاد برد
بت پرستان را همه خرد و کلان
مانده سرانگشت حیرت بر دهان
جملگی را رفته از سر هنگ و هوش
پس به یکبار آمدند اندر خروش
کی دریغا عمرمان بر باد رفت
عمرمان نی بر طریق داد رفت
ای دریغا ما ز حق غافل شدیم
ما پرستار بت باطل شدیم
هرچه میخواهی بود باطل جز او
نشهد ان لاالله غیره
پس همه توحید گویان فوج فوج
رو به سوی میر کردند همچو موج
کای امیر پاک دین و پاک رای
ما بری از بت شدیم و بت ستای
ما گواهانیم بر توحید حق
توبه توبه ای امیر از ماسبق
پس سوی بتخانهها بر، تاختند
جمله بتها را به خاک انداختند
آتشی هر گوشهای افروختند
یا صمدگویان صنم را سوختند
هرکجا بتخانه ویران ساختند
طرح مسجد جای آن انداختند
همچو آن نصرانیان اندر هری
که شدند از دین نصرانی بری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن داستانی از تبدیل و تغییر نگرش افراد به توحید و کنار گذاشتن بتپرستی را روایت میکند. شخصی از بام گنبد پایین میآید و در کعبه ایستاده و با نیت خالص به عبادت میپردازد. او در هنگام گفتن "الله اکبر" صدای تکبیر را از همه جا از جمله از بتها و دیوارهای بتکده میشنود. این صدا به قدری بلند است که باعث ویرانی بتکده میشود و تمامی بتها شکسته و از بین میروند. بتپرستان که از این واقعه حیرتزده شدهاند، به ندای حقیقت پاسخ میدهند و خود را از بتپرستی جدا میکنند. آنها توبه کرده و به سوی توحید میشتابند. در پی این تغییر، بتکدهها را ویران میکنند و به جای آنها مساجد میسازند. این داستان نمادی از رهایی از گمراهی و پیوستن به راه حق است.