نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱۶ - در بیان اراده ی ابراهیم ع ذبح فرزند خود اسماعیل را ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای پدر خنجر برآر از آستین

بر زمین بگذار از عجزم جبین

لیکن از من ای نیای مهربان

صد تحیت جانب مادر رسان

پس خدا را سجده و تعظیم کرد

گفت بسم‌الله خود تسلیم کرد

پس نهادش سر به زانو آن جناب

دست و پایش بست محکم با طناب

دست و پایش بست نه از بیم گریز

نی ز بیم منع و آویز ستیز

بلکه بستن رسم قربانی بود

حرمت درگاه سلطانی بود

بستهٔ زنجیر تسلیم و رضاست

دست و پایش بند تقدیر و قضاست

دست و پایش بستهٔ زنجیر اوست

گردنش را رشتهٔ تقدیر اوست

پس سری کز فخر فرقدسای بود

برگرفتش افسر و در خاک سود

جبهه‌ای بگذاشت پس بر خاک راه

گه زدی صد طعنه بر خورشید و ماه

از سر فرزند خود افسر کشید

وانگهی از آستین خنجر کشید

کارد بر حلقش کشیدی سخت و تیز

همچو آن دشمن که باشد در ستیز

مرد حق بیند چه حکم کردگار

نی شناسد دشمن و نی دوستار

پای حکم حق چه آید در میان

می‌کشد از پوست بر رخ طیلسان

عذب باشد می‌شود تلخ و اُجاج

آب باشد می‌شود آتش مزاج

سنگ باشد می‌شود نرم و سبک

گَرد باشد می‌شود سرد و خنک

حکم حق گر بایدت کردن بیان

دیده‌ها بر هم نه و بگشا دهان

در چه کاری هان و هان ای قاضی‌اک

بسته‌ای عمامه و تحت‌الحنک

قاضی دین خدای اکبری

جانشین حضرت پیغمبری

حاکم حکم خدایی یا وثن

نایب پیغمبری یا اهرمن

حجت و حکمت کتاب و سنت است

یا زر و سیم و قبا و خلعت است

هست در حکمت سند قول رسول

یا مفاعیل فعالیل فعول

شاهد حکم تو می‌باید عدول

یا به جایش رشوه را داری قبول

حکم باشد حکم یزدان جلیل

یا که باشد آشنایی هم دخیل

در شهادت رشوه گر کافی بود

باید آیا وافر و وافی بود

یا قبول است آنچه باشد بیش و کم

گرچه باشد از طعامی یک شکم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر به تصویر کشیدن لحظه‌ای از قربانی کردن در یک مراسم مذهبی می‌پردازد. پدر با خنجری در دست، به عنوان نیای مهربان، فرزندش را آماده قربانی می‌کند و به او سلام می‌رساند. پس از سجده و تعظیم به خداوند، اقدام به بستن دست و پای فرزندش می‌کند که این کار نماد تسلیم و رضا در برابر تقدیر الهی است. شاعر تأکید می‌کند که حکم الهی هیچ تفاوتی بین دوست و دشمن قائل نیست و در این فعل، توجه به حقیقت و عدالت اساسی‌ترین اهمیت را دارد. متن به نقد قضاوت‌های انسان‌ها و فساد موجود در جامعه پرداخته و نشان می‌دهد که بعضی از قضات به جای بر اساس حقیقت، تابع منافع شخصی خود هستند. در انتها، شاعر به اهمیت صداقت و عادلانه بودن در قضاوت اشاره می‌کند.