بخش ۲۰۹ - نومید شدن شیطان از هاجر و رفتن نزد ابراهیم ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آمد و گفت ای خلیل مؤتمن
یک نصیحت بشنو از من بی سخن
ناصحی هستم تو را بس مهربان
گوش کن پند من ای شاه جهان
از خرد باشد شنیدن پند پیر
گرچه باشی در خرد خود بی نظیر
پند پیر از جان شیرین خوشتر است
سوی دولت پند پیرت رهبر است
خوشتر از این ای رفیق نکتهدان
شد دبیر مشفق و بخت جوان
یا خلیلالله نصیحت گوش کن
ترک این سودای عالم جوش کن
کی توان از حکم خوابی بی اثر
سر بریدن از تن زیبا پسر
چونکه این فرمان تو را آمد به خواب
از پی خوابی مکن چندین شتاب
شاید این خواب تو شیطانی بود
عاقبت سودش پشیمانی بود
می توان ناکرده را کرده همان
کرده را ناکرده کردن کی توان
گفت ای ابتر برو شیطان تویی
غول هر ره دزد هر دکان تویی
آتش اندر تخمهٔ آدم ز توست
رنج دوران فتنهٔ عالم ز توست
کاروان قرب را رهزن تویی
غول و دیو و رجس و اهریمن تویی
دست نبود دیو را بر انبیا
مکر شیطان نیست دام اولیا
خواب ایشان خواب رحمانی بود
رشحهای ز الهام ربانی بود
چون قوای ظاهری از کار ماند
روح ز امر و نهیشان بی کار ماند
سوی همجنسان خود پر میزند
قدسیان را حلقه بر در میزند
می رود تا حلقهٔ روحانیان
می گذارد زیر پا هفت آسمان
روحها بیند ولیکن در مثال
در مثالش روح بنماید جمال
اسم و حرف و فعل و قول و قیل و قال
جمله را بیند مثال اندر مثال
اهرمن را ره در آنجا کی بود
توسنش در راه آنجا پی بود
میزنندش از نخستین آسمان
با شهاب سینه سوز جان ستان
کی ورای آسمانش ره بود
کی رهش بالای مهر و مه بود
او بود مسجون سجن طبع دون
از طبیعت کی تواند شد برون
هرکه باشد در طبیعت محفلش
دیو باشد همدم و هم منزلش
اهرمن نار است و نار ناریان
نوریان را کی ز نار آید زیان
چونکه نار شهوت و نار غضب
در نهاد آدمی شد ملتهب
صد هزاران دیو از آن زاید همی
جنس آری نزد جنس آید همی
جنس جذابست و نزد خود کشد
هرکجا هم جنس بیند تا ابد
از فتیله دود چون بالا رود
شعلهٔ جواله را پایین کشد
چون بخار شهوت و غیظ و فساد
گشت صاعد آدمی را از نهاد
هرکجا ابلیس باشد با شتاب
سوی خود آن را کشد با صد طناب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن حاوی نصیحتی از یک داور پیر به خلیل مؤتمن است که به او توصیه میکند نصیحتهای او را جدی بگیرد. او تأکید میکند که گوش دادن به پندهای پیران ارزشمندتر از نفرت و خودرأیی است. پیر به خلیل میگوید که نباید به خوابها و اوهام خود ایمان بیاورد و از آنها بر خلاف حکمت و درستی عمل کند، زیرا ممکن است آن خوابها شیطانی باشند و به پشیمانی منجر شوند. در ادامه، پیر به مسأله ی شیطان و مکر او اشاره میکند و میگوید که مومنان و اولیا در خوابهایشان الهامهای رحمانی میگیرند. او به ماهیت دیو و شیاطین و تأثیرات منفی آنها در زندگی بشر اشاره میکند و بر این نکته تأکید میورزد که اگر کسی در دایره طبیعت و شهوات باشد، دیوها همدم او خواهند بود. در نهایت، او به آتش شهوت و غضب و تأثیرات منفی آن بر انسانها میپردازد.