بخش ۲۳ - بیان اینکه اینها همه طلسم است و هرکه آن را بشکند به مقصد می رسد ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هان چو مردان بشکن این محکم طلسم
پای بیرون نه ز ملک جان و جسم
جسم را در راه جانان خوار کن
جان به خاک پای او ایثار کن
بند جسم و جان ز بال و پَر گشای
از مضیق شش جهت بالاتر آی
عالمی بنگر سراسر نور پاک
عالمی فارغ ز آب و باد و خاک
عالمی بین گلستان در گلستان
گلستانها سر زده بر لامکان
پرده بَردار از رخ زیبای دل
پرده از رخسار جان آرای دل
پس در آن بین نقشهای بس عجیب
یار بنگر فارغ از بیم رقیب
کشوری بین خالی از دزد و دغل
پاکبازان را در آن جاه و محل
دوستان دستان به دست دوستان
روز و شب با یکدگر در بوستان
دوستانی جمله خالی از نفاق
جملگی را اتحاد و اتفاق
جسمشان از هم جدا جانشان یکی
مقصد و مطلوب و جانانشان یکی
عالمی بین خالی از رنج و تعب
خالی از اندوه و فکر روز و شب
نی عناصر را در آن کشور تضاد
پشه آنجا مینبگریزد ز باد
نی کلال جوع و نی ثقل شبع
نی بلای حرص و نی ذل طمع
نی در آن سرمای دی گرمای تیر
نی تعب از بهر کتان و حریر
تا به چند ای جان من در رنج و غم
روزها اندر تعب شب در الم
دل نبگرفتت از آن محنت سرای
نامدی تنگ آخر از این تنگنای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوتی است به رهایی از محدودیتهای جسم و جهان مادی و رسیدن به مقام والای جان و روح. شاعر از مردان میخواهد که این طلسم محکم را بشکنند و از عالم مادی خارج شوند. او تأکید دارد که باید جسم را در راه عشق به معبود نادیده بگیرند و جان خود را به خاک پای او تقدیم کنند. در این عالم بالاتر از محدودیتهای شش جهت، دنیایی نورانی و خالی از مشکلات وجود دارد که در آن تنها دوستانی یکدل و همدل زندگی میکنند. در این ملک، هیچگونه دزدی، نفاق و تضادی وجود ندارد و همه در شادی و صلح به سر میبرند. شاعر در نهایت از جان خود میخواهد که از رنج و غم رهایی یابد و به سوی آن دنیای آرام و سرشار از عشق و وصال بشتابد.