نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵ - بیان در رنج سلاطین و حکام ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

روز و شب مشغول پاس خویشتن

در حذر از خویش و از فرزند و زن

تخت زرینی که بینی جای اوست

تخته‌بندی محکم اندر پای اوست

دارد اندر دل هوای سیر و گشت

گشت بازار و دکان و باغ و دشت

لیک پایش تخته‌بند است ای رفیق

می‌نبتواند برآید از مضیق

بندیان در بند زندانش اسیر

شاه خود محبوس بر تخت و سریر

هرچه بندت کرد سجن است ای پسر

خواه زندان باش خواهی تخت زر

سوی فرزندان نبگشاید نظر

جز که بیند تیغ بُرّانشان به سر

می‌نبیند دختران پردگی

جز که یاد آرد ز روز بردگی

یا بود در کار جنگ و دار و گیر

در دویدن گه به بالا گه به زیر

گه بود دنبال خصم نا به‌ کار

گاهِ دیگر می‌دود بهر فرار

یا گرفتار تقاضای سپاه

هین بده مرسوم ما ای پادشاه

بام و شامی می‌گذارد در تعب

دردسرها می‌کشد بهر طلب

این همی خواند وظیفه آن عمل

این قصیده گفته و آن یک غزل

آن یکی جوید سُیورغالی ز نو

آید آن از بهر اسب این بهر جو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به توصیف حال و روز پادشاهان می‌پردازد که دائماً در تلاش برای حفظ سلطنت و امنیت خود و خانواده‌شان هستند. آنها در عیش و خوشی‌های ظاهری به سر می‌برند، اما در واقع در بند مشکلات و نگرانی‌ها گرفتارند. پادشاه، اگرچه بر تخت زرین نشسته، اما حسرت آزادی و گشت و گذار در دنیا را دارد. ذهن او مشغول جنگ‌ها، مصیبت‌ها و درخواست‌های تحت فرماندهی است و همچنین به فرزندان خود نگرانی دارد. در نهایت، به نوعی هرکسی در مقام خود، چه پادشاه و چه بندگان، در زندانی از مسئولیت‌ها و فشارها زندگی می‌کند.