بخش ۴۷ - گرد آمدن اطفال به دور فخر کاینات ص ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن شنیدهستی که شاهنشاه دین
پیشوای اولین و آخرین
سوی مسجد روزی از دولتسرای
میشدی تا فرض حق آرد به جای
اتفاقاً کودکی چند از عرب
در ره شه در نشاط و در طرب
خاک بازی مینمودند آن گروه
در ره آن پادشاه با شکوه
چونکه دیدند آن شه لولاک را
آن جهان جان و جان پاک را
جمله سوی او دویدند از طرب
جزوها را سوی کل باشد هَرَب
هر شراره بین گریزان تا اثیر
قطرهها بنگر به دریاها قطیر
چون نماند جسم و جان را ارتباط
وارهند از امتزاج و اختلاط
جان علوی پر زند تا لامکان
جسم خاکی جا کند تا خاکدان
جان گریزد سوی علیین پاک
تن گراید جانب آن تیره خاک
آنکه از نور است آمیزد به نور
در نگارستان اقلیم سرور
وین که از سجین و خاک تیره بود
رفت و اندر خاک ظلمانی غنود
خاصه آن کلی که هر کل جزو اوست
او بود مغز و دو عالم جمله پوست
مصطفی جانست و عالم جمله جسم
مصطفی معنی بود کونین اسم
کودکان چون زادهٔ ایمان بُدند
جانب آن قلزم ایمان شدند
چون به ایمان نطفهشان شد مستقر
حرف ایمان بود ایشان را پدر
پس در آن ره چون پدر را یافتند
بی محابا سوی او بشتافتند
دست در جیب و گریبانش زدند
پنجه اندر طرف دامانش زدند
آن یکی بگرفته دامانش به کف
وان دگر بر دامن او با شعف
آن دگر بر کتف او میجَست چُست
وان دگر بر دامن او راه جُست
کای تو را بختی گردون زیر بار
نُه سپهرت ناقهها اندر قطار
یا رجاءالخلق فی نیلالامل
کن لنافی یومنا هذا جمل
یا غیاثالخلق یا کهفالامم
اشتر ما کودکان شو از کرم
اشتر ما شو ولی رهوار باش
قد دوته فرما و اشتروار [؟] باش
چونکه میدیدند اطفال عرب
کان شه عالم نبی منتخب
جای میدادی به کتفش گاهگاه
آن دو نور دیده را بی اشتباه
مینشانیدی به آن کتف گزین
آن دو شمع محفل اهل یقین
آن دو یکتا گوهر بحر وجود
آن دو تابان اختر برج شهود
دو سبق خوان دبستان الست
آن دو از پستان ایمان شیر مست
آن جوانان جنان را افتخار
عرض خلاق جهان را گوشوار
قرتا عین رسولالمؤتمن
بضعةالزهرا حسین والحسن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف دیدار کودکان عرب با پیامبر اسلام (پیامبر اکرم) میپردازد. در این داستان، وقتی پیامبر از دولتسرای به سمت مسجد میرود، گروهی از کودکان در حال بازی و شادی هستند. آنها وقتی پیامبر را میبینند، به سمت او میدوند و چون او را به عنوان پیشوای اول و آخرین میشناسند، از شوق و شادی به او نزدیک میشوند. کودکان که زادگان ایمان هستند، نسبت به پیامبر احساس نزدیکی دارند و بر دامن و کتف او دست میزنند و او را به عنوان محبوب و شفاعتگر خود میخوانند. در این صحنه، عشق و ارادت آنها به پیامبر به وضوح حس میشود و او را منبع امید و رحمت برای خود میدانند. این ارتباط عمیق عاطفی و معنوی کودکان با پیامبر نشاندهنده پیوند مخلصانهای است که میتوان با ریشههای ایمان و فضیلتهای انسانی به وجود آورد.