نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸ - طلب کردن حسنین شتر از جد بزرگوار در روز عید ملا احمد نراقی

ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

اینچنین آمد حدیث از راویان

بر روانشان باد صد رحمت روان

کان فلک پیما شه گردون وقار

روزی اندر حجره‌ای بودش قرار

وه چه حجره مطلع خورشید جان

وه چه حجره مکمن جان جهان

وه چه حجره مشرق صبح ازل

مطلع نور خدا عزوجل

وه چه حجره آسمانش آستان

زمرهٔ کروبیانش پاسبان

وه چه حجره قاف ملکش لامکان

آمد آن سیمرغ جان را آشیان

وه چه حجره عرش اعظم را قرین

عقل اول اندر آن کرسی نشین

حجره نی فانوس بزم کن فکان

شمع آن نور خداوند جهان

بزم او ادنی ورا همسایه‌ای

قاب قوسینش فروتر مایه‌ای

شه نشسته اندر آن خلوتسرای

بر زمین و آسمانش زیر پای

کامدند از در درون شهزادگان

شد دو خورشید از یکی مشرق عیان

چون شد اندر حجره ایشان را ظهور

حجره شد مصداق نور فوق نور

لب گشودند و پس از چندین سلام

عرض کردند ای شه والامقام

ای تو ما را جد و عالم را پدر

بلکه صد ره از پدر غمخوارتر

آری آری آن پدر باشد کجا

چون نبی و مصطفی و مرتجا

از پدر زاید تو را تن ای پسر

زاید از وی جان ما صد زیب و فر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حجره‌ای می‌پردازد که مقام و منزلت خاصی دارد و در آن نور خداوندی درخشان است. در این حجره، شه سلطنت (محمد) قرار دارد و به عنوان برترین و نیکوترین پدر برای بشریت شناخته می‌شود. شاعر به ویژگی‌های سنگین و عظیم این مکان اشاره کرده و آن را به مثابه مرکز عالم و آسمان‌ها معرفی می‌کند. سپس به صحبت‌هایی که در این حجره میان فرزندان و نبی (پیامبر) رد و بدل می‌شود، پرداخته و عظمت و مقام بلند او را به نمایش می‌گذارد. این نبی که پدر معنوی و علمای بشریت است، با مهربانی و غمخواریش از پدر هم فراتر رفته و جان‌نواز است.