بخش ۷۰ - در نکوهش صوفیان این زمان و نارسا بودن افعال با اقوالشان ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هیچ دانی چیست صوفی مشربی
ملحدی بنگی مباحی مذهبی
قید شرع از دوش خود افکندهای
کهنه انبانی ز کفر آکندهای
گربه سان سر بر سر زانو نهد
چون کند غافل به دنبه برجهد
من ندانم چیست این صوفیگری
کش سراسر حلقه چون تو بنگری
نیست در آنجا یکی مرد سره
مینبینی کارهای در آن کره
گم کنی هر برشکسته تاجری
یا ز کار افتادهٔ خر فاجری
یا ز منصب عزل گشته عاملی
یا شکم پرور گدایی کاهلی
یا لتنباری ز هر در راندهای
یا به کنج مدرسه واماندهای
در میان صوفیانش بازجو
چرسش اندر کیسه بنگش در گلو
جلقگاه صوفیان کفهای او
ظلم و نکبت ظاهر از سیمای او
راه و رسم صوفیان خواهی تمام
حلق و جلق و دلق باشد والسلام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد صوفیگری و رفتارهای برخی از صوفیان میپردازد. شاعر به وجود افرادی که به ظاهر در امور عرفانی و صوفیگری مشغولاند اما در حقیقت دچار تناقضات و نقصهای اخلاقی هستند، اشاره میکند. او به افراط و تفریط این گروه پرداخته و آنها را به خاطر شکاف بین ظاهر و باطنشان سرزنش میکند. همچنین به تمسخر عادات و مراسماتی که در میان صوفیان رواج دارد، مانند حلق و جلق و دلق پرداخته و میگوید که در حقیقت اینها به جز ظواهر هیچ حقیقتی ندارند. شاعر در نهایت نتیجه میگیرد که در میان صوفیان، انسانهای راستینی وجود ندارند و only ظاهرسازی و نیرنگ حاکم است.