بخش ۷۷ - خوردن لقمان میوه ی تلخ را از دست خواجه ی خود ملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی / مثنوی طاقدیس / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود لقمان نیکبختی را رفیق
خدمتش را ملتزم در هر طریق
آن یکی در خدمت این پی سپر
این مر آن را مهربانتر از پدر
خواجه را ناطور روزی بهر خوان
یک گوارا میوه آورد ارمغان
میوهای چند از گواران ذوالمنن
داد لقمان را به دست خویشتن
گرچه انعام تو جان پرور بود
گر ز دست خود دهی خوشتر بود
بلکه تیغ از دست تو بر سر مرا
خوبتر از تاج و از افسر مرا
زخم از دستت ز مرهم خوبتر
زهر از تریاق جان محبوبتر
خورد لقمان میوهها را با نشاط
هر یکی خوردی فزودی انبساط
از نشاطی کز جبین او نمود
خواجه را در میوه صد رغبت فزود
رغبت هم کاسه رغبت زاستی
اندرین پنهان در آن پیداستی
چون یکی زان میوه برد اندر دهن
شد مذاق خواجه زان تلخ و وژن
دیگری برداشت دیدش تلختر
طعم حنظل پیش طعمش نیشکر
یک گوارا میوهای در آن گوار
میندید آن خواجه بهر خواجه یار
گفت لقمان را که ای شمع وثاق
چون فرو بردی تو این زهر از مذاق
ای عجب ای زهر خوردی چون شکر
نی بر ابرو چین و نی بر رخ اثر
چون چشیدی با نشاط این صبر را
آفرین این طاقت و این صبر را
گفت لقمان سالیان بس دراز
من شکرها خوردم از دست نیاز
گر یکی تلخی از آن دستان چشم
کی روا باشد که رو درهم کشم
کام من شیرین از آن کف سالهاست
لحظهای هم تلخ اگر باشد رواست
خوردهام شیرینی از دستت مدام
گو یکی تلخی خورم زان ای همام
بس حلاوت از تو در کامم بود
زهر اگر آنجا رسد شیرین شود
این دهانم از تو شد کان شکر
حنظلی بخشد کجا آنجا اثر
الغرض آن مرد عارف در طلب
بر دری برداشت دست آن نیم شب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، داستان لقمان حکیم و دوستیاش با یک خواجه روایت میشود. لقمان همیشه در خدمت خواجه بود و رابطهی خوبی میان آنها برقرار بود. خواجه برای لقمان میوهای خوشمزه آورد، اما لقمان که سالها تلخیها را تجربه کرده بود، توانست تلخی یک میوه تلخ را به شیرینی تبدیل کند و آن را با شکر برابر ببیند. او به خواجه نشان داد که تلخی لحظهای نباید او را ناراحت کند، چون شیرینیهای بسیاری از رابطهاش با خواجه داشته است. این مضمون به صبر و شکرگزاری در مواجهه با تلخیهای زندگی اشاره دارد و به ما یادآوری میکند که تلخیها را باید با صبر و شکر پذیرفت.