نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لطف کن یارب ازین سودا رهایی ده مرا

مرحمت فرما به صحبت آشنایی ده مرا

نخل امید مرا لبریز گردان از ثمر

بی تردد چون شجر رزق هوایی ده مرا

خانه بر دوشم ولیکن متکای من تویی

هر چه خواهی در لباس بینوایی ده مرا

پنجه ام در آستین از کوتهی پیچیده است

همچو دست صاحب احسانان رسایی ده مرا

بیستون را رفته بردارم ز جا چون گردباد

دست و بازو داده ای زورآزمایی ده مرا

از در دلها کنم در ویزه نور معرفت

بر کف از خورشید و مه طاس گدایی ده مرا

پیکرم تا از شکست حادثات ایمن شود

از طبیعت ها مزاج مومیایی ده مرا

عقده چون غنچه در هر دل که باشد وا کنم

چون نسیمم ناخن مشکل گشایی ده مرا

پا گذارم هر کجا در دیده ها باشم عزیز

در نظرها اعتبار توتیایی ده مرا

ناملایم طینتان را تا به سوی خود کشم

زیر گردون جذبه آهنربایی ده مرا

پیرم و افتاده ام کاری نمی آید ز من

روزیی هر روزه از بیدست و پایی ده مرا

از کدورت می نماید صبح در چشمم سیاه

کلبه تاریک دارم روشنایی ده مرا

می توانی کرد کوه کهربا را کان لعل

زعفران گردیده ام رنگ حنایی ده مرا

دامن عصمت به کف آورده ام چون سیدا

استقامت در لباس پارسایی ده مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند درخواست می‌کند که او را از مشکلات و غم‌ها رهایی بخشد و او را با دوستانی خوب همراه کند. او از خدا می‌خواهد که آرزوها و امیدهایش را ادراک کند و به او ارزانی دارد. همچنین، شاعر به نیازمندی و فقر خود اشاره می‌کند و می‌خواهد که با لطف خداوند به او کمک شود. او خواسته‌هایش را با زبانی استعاری بیان می‌کند و از خدا می‌خواهد که مشکلاتش را حل و زندگی‌اش را روشن کند. در نهایت، شاعر از خداوند می‌خواهد که به او قدرت و استقامت بدهد تا در برابر مشکلات ایستادگی کند.