شمارهٔ ۱۰۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
پی صید افگنی بیرون شد از بزم شراب امشب
ز شاخ شعله در پرواز شد مرغ کباب امشب
من و معشوق در یک پیرهن بودیم از مستی
گریان کتان را بخیه می زد ماهتاب امشب
ز خواب خویش تا صبح قیامت برنمی خیزم
نهادم سر به بالین و تو را دیدم به خواب امشب
ز چشم چون نگه بیرون شدی گفتی که باز آیم
مگر از جانب مغرب برآمد آفتاب امشب
به گلشن آمدی و جلوه را دادی سرافرازی
چو باد صبح دادی سرو را پا در رکاب امشب
نشستم تا سحر مانند شمع از وعده خامت
به گرد چشم من می گشت ناله چنگ و رباب امشب
حدیث ابروان دلکشت تکرار می کردم
به روی صفحه بالین چوبیت انتخاب امشب
به دنیا فتنه ها پیدا شود از غفلت شاهان
تو مست افتادی و شد انجمن بی آب و تاب امشب
به مجلس آمدی و شمع را چون سیدا کشتی
کشیدی باده و پروانه را کردی کباب امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر توصیفاتی از یک شب پر شراب و مستی است. شاعر از حال خود و معشوقش حرف میزند و میگوید که چگونه در حالت مستی در آغوش هم بودهاند. در این شب، لحظات عاشقانه و زیبایی را تجربه کرده و خواب معشوقش را دیده است. او به زیبایی معشوق و تأثیرش بر دنیا اشاره میکند و میگوید که این شب حوادث و تحریکات زیادی را به همراه خواهد داشت. همچنین، تصویر شمعی که در محفل میسوزد و حالتی شگرف از عشق و نغمات را به تصویر میکشد. این شعر به زیباییهای عشق و احساسات پیچیده در یک شب عاشقانه میپردازد.