نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرگشته آسمان به هوای محمد است

خورشید پاسبان سرای محمد است

بر هر زمین که پنجه دواینده شاخ گل

نقش کف مبارک پای محمد است

رضوان اگر چه بر در جنت نشسته است

بر کف گرفته کاسه گدای محمد است

روزی که آفتاب قیامت شود علم

کونین در سراغ لوای محمد است

نه اطلس سپهر که افلاک نام اوست

یک پرده یی ز پرده سرای محمد است

هر عضو من ز درد به فریاد آمدست

ایستاده منتظر به دوای محمد است

ای دل بیا به جا که مسیحا دم آمدست

ای غم برو ز سینه که جای محمد است

ای سیدا همیشه زبان در دهان من

سرگرم چون قلم به ثنای محمد است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و احترام به شخصیت مقدس محمد اشاره دارد. شاعر به زیبایی و عظمت آسمان و خورشید نسبت به ایشان اشاره می‌کند و می‌گوید که هر جایی که گل و زیبایی باشد، نشانی از پای ایشان وجود دارد. همچنین رضوان، نگهبان بهشت، کاسه‌ای برای او دارد و در روز قیامت، تمام هستی به دنبال پرچم او خواهد بود. شاعر به درد و رنج خود اشاره کرده و از محمد به عنوان مایه آرامش یاد می‌کند و از دل می‌خواهد که غم و اندوه را کنار بگذارد تا جای او باشد. در پایان، زبان شاعر همیشه در ستایش محمد شغول است.