شمارهٔ ۱۴۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل در برم چو کعبه مقام محمد است
پر سینه چون مدینه ز نام محمد است
جبرئیل روز و شب سر راهش گرفته است
ایستاده مستعد به سلام محمد است
در ذکر خیر گنبد افلاک برصد است
این مه بلند از لب بام محمد است
جان داده است تشنه لبان را حدیث او
آب حیات خضر کلام محمد است
شیر و پلنگ هر چه به صحرای وحشت است
چون نیک بنگری همه رام محمد است
این شادیانه ها که نوازند اهل دین
تا روز رسته خیز به نام محمد است
حوران جنت از کنیزان خانه زاد
رضوان باغ خلد غلام محمد است
ای سیدا شفاعت امت که می کند
این باز پای بسته دام محمد است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام و جایگاه پیامبر اسلام، محمد (ص)، میپردازد. شاعر بیان میکند که دل او مانند کعبه، مکانی برای محمد است و وجود او مانند مدینه، مملو از نام و یاد محمد است. همچنین اشاره دارد که فرشته جبرییل در هر لحظه به او سلام میکند و آسمانها در ذکر خیر او هستند. پیامبر، آب حیات و نجاتبخش انسانها بوده و همهی موجودات وحشی نیز در برابر او تسلیم هستند. شادی و خوشحالی اهل دین به خاطر نام محمد است و در بهشت، حوران و گلهای بهشتی از غلامان او به حساب میآیند. در پایان، شاعر از محمد به عنوان واسطه شفاعت امت یاد میکند.