نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بهر خصم از خسروان امداد می باید گرفت

انتقام کوه از فرهاد می باید گرفت

روی بر زلف دل آویز تو می باید نهاد

حلقه زنجیر عدل و داد می باید گرفت

می کند تعظیم پیش ساغر و می می دهد

خلق احسان را ز مینا یاد می باید گرفت

طبع روشن تیره گردد از تمناهای نفس

این چراغ از رهگذار باد می باید گرفت

از دل صد پاره ام راحت مجو ای آسمان

خرج و باج از کشور آباد می باید گرفت

بهر قتل بیگناهان بیع ها دارد فلک

تیغ کین از دست این جلاد می باید گرفت

تا به کی مغرور خود باشی تو ای دنیاپرست

عبرت از فرعون و از شداد می باید گرفت

بر بنای قصر هستی تکیه چون صورت مکن

پشت از این دیوار بی بنیاد می باید گرفت

می کند دوران تو را آخر به تنهایی اسیر

خود به دام و دانه ی صیاد می باید گرفت

فتنه را ای نرگس از بادام چشمان یاد گیر

این سبق تعلیم از استاد می باید گرفت

از دل او سیدا بیرون نمی گردد ستم

جوهر از آئینه فولاد می باید گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبیین ضرورت دریافت کمک و الهام از دیگران، به ویژه در مواجهه با دشواری‌ها و دشمنان می‌پردازد. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که برای مقابله با مسائل و سختی‌ها، باید از تجربیات و حکمت‌های پیشینیان بهره برد. همچنین، او به ضرر و زیان ناشی از دنیاپرستی و غرور اشاره کرده و از خواننده می‌خواهد که از گذشته عبرت بگیرد. در نهایت، شعر به بی‌پایداری زندگی و نیاز به توجه به ارزش‌های اخلاقی و انسانی می‌پردازد و یادآور می‌شود که حقیقت و عدل باید مورد توجه قرار گیرد.