نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۹ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست

در پیش او نهد به زمین حور پشت دست

خوردم هزار نیش و نشد نوش حاصلم

تا کی نهم به خانه زنبور پشت دست

بر سایلان کریم حقارت نمی کند

دهقان نمی زند به صف مور پشت دست

سیلی خورد طبیب ز بر و از نبض من

داغم زند به مرهم کافور پشت دست

حق گوی را کسی نتواند خموش کرد

کاری نکرد بر لب منصور پشت دست

داری مسیح تا ید بیضا در آستین

پنهان مساز از من رنجور پشت دست

ای سیدا ز جود صدایی نشد بلند

چندان زدم به چینی فغفور پشت دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، به شدت نمادین و عمیق است و به موضوعاتی چون رنج، امید، و شرایط اجتماعی اشاره دارد. شاعر از نیش زنبور و درد ناشی از آن سخن می‌گوید و به شخصیت‌هایی اشاره می‌کند که در دنیای نابرابر و خفقان‌آور نمی‌توانند به راحتی صدای خود را بلند کنند. همچنین از مسیح و مهرداد به عنوان نمادهایی از نیکی و فخر یاد می‌شود. تکرار تصویر "پشت دست" می‌تواند نماد احساس یأس و ناامیدی باشد، جایی که آدمی با درد و ضعف‌های خود مواجه است، ولی در عین حال تلاشی برای حفظ کرامت و امید دارد. در کل، شعر به نوعی انتقاد اجتماعی و بیانی از شرایط انسانی در برابر نابرابری‌هاست.