نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند

حلقه زنجیر را در پای من سنبل کند

مهربانی می کند هر کس شکستم می دهد

بر سر من پا گذارد جای چون کاکل کند

در جوار بزرگان یابند خوردان تربیت

بید مجنون در گلستان سایه بر سنبل کند

شرط معشوقی دل عاشق به دست آوردن است

سینه را گل وا برای خاطر بلبل کند

دست او از شانه می سازم جدا با زور آه

بعد از این مشاطه گر بازی به آن کاکل کند

سیدا معشوق من از بس که عالی مشرب است

مهربانی بیشتر با عاشق بی پل کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به عشق و زیبایی‌های آن می‌پردازد. او از روزی می‌گوید که زلف محبوبش تأثیر عمیقی بر او می‌گذارد و زنجیر عشق را بر پایش می‌نهد. در میان مهر و محبت، دیگران به او آسیب می‌زنند و بر او پا می‌گذارند. شاعر اظهار می‌کند که در کنار بزرگان، آدم‌های تربیت شده‌ای پیدا می‌شوند که می‌توانند سایه محبت را برای او فراهم کنند. او همچنین به شرط‌های عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که معشوقش باید دل عاشق را به دست آورد. در نهایت، شاعر از معشوق خود به عنوان فردی با ویژگی‌های عالی یاد می‌کند که بیشتر از دیگران به عاشقش محبت می‌کند.