نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید

صدای دورباش از بلبلان در گوش می آید

ز می پر کرده چشم او ز مستی سرمه دان ها را

که در میخانه هر کس می رود خاموش می آید

ز دست بی ثباتی لاله در دل داغ ها دارد

برای رفتن خود زاد ره بر دوش می آید

کجا ای شمع امشب کرده بودی گرم صحبت را

تصور می کنم مغز سرم در جوش می آید

فلک عمریست جام الوداع آورده در گردش

ز هر جانب به گوشم بانگ نوشانوش می آید

به زور ای سیدا آن شوخ را در خانه آوردم

به صد محنت کمان را تیر در آغوش می آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شگفتی‌های گل و معشوقه‌اش می‌پردازد. او از صدای بلبلان و مستی ناشی از دیدن معشوقه صحبت می‌کند و احساسات خود را در مورد عشق و جدایی بیان می‌کند. شمعی که در شب گرم صحبت بوده و حس تنهایی و غم را به تصویر می‌کشد، همچنین اشاره به گذر زمان و تأثیر آن دارد. شاعر در نهایت با اشاراتی به تلاش برای به دست آوردن عشق و دشواری‌هایش، نشان می‌دهد که عشق همیشه با چالش‌ها و غم‌ها همراه است.