نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوستان چون شمع امشب جای در مجلس کنید

دیده خود را تهی از خواب چون نرگس کنید

بر سر آزادگان باشد ز ترک سر کلاه

ای قلندر مشربان ما را به خود مونس کنید

سرو را بی حاصلی باشد حصار عافیت

اصل دنیا تکیه بر دیوار این مفلس کنید

کوچه گرد بی خودی را زیر پا اکسیرهاست

حلقه زنجیر این دیوانه را از مس کنید

در گلستانی که گردد نو خط من جلوه گر

عینک چشم من از برگ گل نرگس کنید

سیدا معشوق بی عاشق چراغ مرده است

شمع بی پروانه را بیرون ازین مجلس کنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دوستانش می‌خواهد که مانند شمعی در مجلس حاضر شوند و چشمان خود را از خواب بیرون آورند. او از آزادگان می‌خواهد که به او ملحق شوند و او را مونس خود کنند. شاعر به بی‌فایده بودن زندگی در آسودگی اشاره می‌کند و از دوستانش می‌خواهد که به او کمک کنند تا معنای واقعی زندگی را پیدا کند. او همچنین به بی‌هدف بودن برخی از انسان‌ها اشاره کرده و از آنان می‌خواهد که به دنبال حقیقت و معنای عمیق‌تری از زندگی باشند. در نهایت، شاعر به عشق و نیاز به وجود معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق بدون عاشق مانند چراغی خاموش است.