شمارهٔ ۲۰۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شد
کلید قفل لبهای خموش من که خواهد شد
لب لعل خود از پرسیدن احوال من بستی
حریف سرمه آواز گوش من که خواهد شد
به صد جان می خریدم باده از میخانه چشمت
به رویم بستی این در می فروش من که خواهد شد
چو گل در سینه پنهان بود از وصل تو راز من
ربودی دامن از کف پرده پوش من که خواهد شد
به جانم شورشی چون سیدا افگندی و رفتی
تو خود برگو زبان بند خروش من که خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده دلشکستگی و ناامیدی شاعر است. او از صیاد (محبوب) خود مینالد که از او رنجیده و بیخبر است. شاعر به تنهایی و سکوت خود اشاره میکند و از این که کسی نیست که به حالش بپرسد، رنج میبرد. او به یادی از بادهای که از چشم محبوب خریداری میکرده میپردازد، اما حالا در بسته شده است. همچنین، احساس پنهانی را که در دل دارد و از عشق محبوب خود میکشد را بیان میکند و در نهایت به شورش درونیاش اشاره میکند که ناشی از جدایی است. شاعر از محبوب میخواهد تا جوابگو باشد و به دلتنگیهای او پاسخ دهد.