نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آتشم روزی که از دامان صحرا گل کند

چشم آهو را تماشاخانه بلبل کند

جوش سودایم اگر چون گردباد آیم به رقص

پیچ و تاب من بیابان را پر از سنبل کند

نافه را ریزد به راه کاروان گردباد

گر نسیم مشک چین سودا به آن کاکل کند

می کند پهلو تهی از آه مظلومان فلک

سیل چون پر زور افتد رخنه ها بر پل کند

کی کنند از یکدگر همپیشگان پستی قبول

دعویی گردنکشی زلف تو با کاکل کند

عاشق و معشوق را از هم جدایی مشکل است

محمل خود را گل از بال و پر بلبل کند

ماتم پروانه را پنهان چه داری سیدا

از زبان شمع بی تابانه آخر گل کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به توصیف حال و هوای عاشقانه و احساسی می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌هایی که در طبیعت وجود دارد اشاره می‌کند و از نیروهای طبیعی مانند گردباد و نسیم برای توصیف احساسات درونی خود استفاده می‌کند. او به جدایی عاشق و معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این جدایی دشوار است. در نهایت، شاعر به مظلومیت و غم عشق می‌پردازد و غم پروانه را که به شمع وابسته است، یادآور می‌شود. این شعر با تصاویری زیبا از عشق، طبیعت و احساسات پیچیده انسانی به تصویر کشیده شده است.