نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود

جغد در ویرانه من آید و بلبل شود

دست نومیدی پریشان خاطریهای مرا

جمع اگر سازد به دوش آرزو کاکل شود

گر شود روشن چراغم شاخ گل گردد پدید

ور شود خاموش دودش دسته سنبل شود

میگزد لبهای دامن پای خواب آلوده را

آستین سیلی زند دستی که دور از پل شود

ناخدا را سیدا از شور بحر اندیشه نیست

موجهای پر خطر دریا دلان را پل شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساساتی همچون تنهایی و ناامیدی سخن می‌گوید و تلاش می‌کند که در میان ویرانی‌ها و مشکلات زندگی، زیبایی‌هایی را پیدا کند. او با استفاده از تصاویری از طبیعت، مانند جغد، بلبل و گل، به کنایه به احساسات خود اشاره می‌کند. همچنین، به نقش ناامیدی و آرزوها در زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در میان چالش‌ها امید به زندگی و زیبایی را حفظ کرد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی در ناامیدی می‌توان نشانه‌هایی از امید و زیبایی پیدا کرد.