شمارهٔ ۲۱۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند
عریان شود چو آئینه حفظ نفس کند
از خود برون برآی و بکن پهن دام رزق
در خانه عنکبوت شکار مگس کند
از ظالمان مجوی ز بی قوتی مدد
کی آب تیشه تربیت خار و خس کند
شاهان به کوچه دل اهل جنون روند
در شهر ما کریم گدایی هوس کند
سیل بلاست قافله را بانگ بی محل
رهزن دلیل خود ز نوای جرس کند
ای سیدا ز سینه مکن آه را برون
پروانه را ندیده کسی در قفس کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی از عشق و دلبستگی میپردازد. او به تسخیر دل و جذابیتهای ظاهری اشاره میکند و از عریانی در برابر حقیقت سخن میگوید. او از مخاطب میخواهد که خود را از قید و بندها رها کند و به سوی رزق و نعمتهای واقعی برود. همچنین، شاعر هشدار میدهد که در جستجوی کمک از ظالمین، بهدلیل ناتوانی خود کمک نگیرد و از قربانیان بیفایده شود. او به موضوعاتی چون جنون عشق و میل به گدایی در کنار ثروت و قدرت نیز اشاره دارد و در نهایت به درد و آهی که در دل دارد، اشاره کرده و از درونافکنی آن پرهیز میکند.