شمارهٔ ۲۲ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بیلبت شد سنگباران بر لب پیمانهها
میپرستان خاک میلیسند در میخانهها
هرکه ما را سوخت شمعی بر مزار خویشتن
آید این آواز از خاکستر پروانهها
از معلم کودکان گیرند تعلیم جنون
کردهای دیوانه طفلان را به مکتبخانهها
از چمن مرغان به اقبال که بیرون رفتهاند
پر برآوردند در دنبال ایشان خانهها
تا خط و خال تو در گرد کسادی غوطه زد
بر زمین چون مور گردیدند پنهان دانهها
گوشهگیران از حوادثهای دوران ایمنند
جغد را باشد حصار عافیت ویرانهها
پای خود دانسته نه در بزم ما ای محتسب
گردش گرداب باشد گردش پیمانهها
میشوند آیینهها روشن ز صیقل سیدا
سنگ طفلان سرمه چشم است با دیوانهها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف حال و هوای مادی و معنوی انسانها میپردازد. او از سنگینی عشق و زیبایی یاد میکند و به تأثیر آن بر زندگی و رفتار مردم اشاره دارد. در این شعر، میپرستان به عشق و نوشیدن شراب میپردازند، در حالی که معلمین کودکانی را که دیوانه شدهاند، تربیت میکنند. همچنین، غم و تنهایی در زندگی از طریق تصویر جغد و حصار عافیت بیان میشود. همچنین، شاعر بر تقابل میان زیبایی و زشتی، عشق و جنون، و ظلمت و روشنی تأکید میکند و به وجود مضامین عمیق انسانی در زندگی اشاره دارد.