شمارهٔ ۲۳۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
ز شب تا صبح مشک سوده سنبل بر سرم ریزد
مهیا کرده ام ای گل برای سوختن خود را
شرار از شعله آواز بلبل بر سرم ریزد
ز جوی آرزوی خویش تر ناکرده انگشتی
غبار حادثات از سایه پل بر سرم ریزد
به یاد زلف او شبها کنم از سایه بالین را
پریشانی شود سبز و چو کاکل بر سرم ریزد
به دوشم سیدا تا میرعادل سایه افگن شد
به گلشن پا گذارم باغبان گل بر سرم ریزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی و محبت او سخن میگوید و به نحوی نمادین، جزئیاتی چون گل، مشک، و بلبل را برای بیان عشق و آرزوهایش به کار میبرد. او خود را برای سوختن در عشق آماده کرده و از غم و نگرانیهای زندگی سخن میگوید. در نهایت، شاعر به یاد زلف معشوق خود، شبها را بیدار میماند و در خیال او غرق میشود، در حالی که میخواهد به گلشن عشق وارد شود و با زیباییهای آن دل شاد کند.