شمارهٔ ۲۳۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دست کوتاهم اگر منظور چشم او شود
آستین من کمند گردن آهو شود
خال او را عشقبازی های من داد امتیاز
رنگ زردم ز عفر پیشانی هندو شود
جنگ دو شمشیر از دو ابروی او اوج یافت
تیغها گردد علم روزی که چار ابرو شود
می کند دست تهی دیوانه دنیا دوست را
شانه از زلفش چو دور افتد پریشان گو شود
می کند ظالم به اندک تقویت گردنکشی
شعله لاغر ز خار و خس قوی بازو شود
می خورند اهل سخن از ناتوانی پیچ و تاب
در کف من خامه می ترسم که کلک مو شود
سیدا را زهر خندش داغ دل شد کامیاب
بخت اگر سازد مددگاری نمک دارو شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از محدودیتهای خود در ابراز عشق صحبت میکند و اشاره دارد که اگر عشق او به محبوبش، او را ناامید کند، این ناامیدی به اندازه دست کوتاه او خواهد بود. همچنین، او به زیباییهای محبوبش مانند ابروها و خال روی صورتش اشاره میکند و میگوید که این ویژگیها او را درگیر کردهاند. در طول شعر، شاعر از تنشهای عاطفی، رویاهای عاشقانه و ناامیدیهای ناشی از عشق سخن میگوید و نشان میدهد که عشق و زیبایی ظرفیت بالایی برای جلب توجه و ایجاد درد دارند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که با وجود تمام مشکلات و دردها، عشق همچنان زیبا و شگفتانگیز است.