شمارهٔ ۲۳۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کس که زین محیط دم آب می خورد
تا هست پیچ و تاب چو گرداب می خورد
شب زنده دار منت ساقی نمی کشد
تا صبح می ز ساغر مهتاب می خورد
مستی که ز احتساب نیاید به خویشتن
سیلی ز نیشتر به رگ خواب می خورد
چون داغ لاله هر که سیه کاسه اوفتاد
از تشنگی ز چشمه خون آب می خورد
بر آرزوی خود نرسد دل ز اضطراب
این تشنه آب گفته و سیماب می خورد
در گوشه یی نشین و به دیوار رو بیار
شیخ آب و نان ز پشته محراب می خورد
ای سیدا مربی عالی طلب نمای
نیک و بدی که هست به ارباب می خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و احوال انسانها و تشنگی روحی و جسمی آنها میپردازد. شاعر به تصاویر و مثالهای مختلفی اشاره میکند تا نشان دهد انسانها در جستجوی لذت و آرامش هستند، اما در عین حال دچار درد و ناامیدیاند. او به نوعی مستی و شوق اشاره میکند که نه تنها در لحظات خوشی، بلکه در ناشی از درد و رنج نیز محسوس است. در نهایت، به نقش معلم و مربی اشاره میکند و تأکید میکند که نیک و بد از افراد و تربیت آنان است.