شمارهٔ ۲۵۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دم صبحی که در میخانه از بهر شراب آید
ز دلها بهر استقبال او بوی کباب آید
اگر در خواب آن شوخ انتظاری های من بیند
در آغوشم بغل واکرده با صد اضطراب آید
مسیحا گر کند بالین ز خشت آستان او
ز جای خود نخیزد بر سرش گر آفتاب آید
میان دوستان حایل نگردد دوریی منزل
که از یکساله ره یوسف زلیخا را به خواب آید
نسازند اهل دنیا حفظ آب و روی یکدیگر
ندارد موج پروا گر شکستی بر حباب آید
نباشد هیچ کس در قصر هستی از طمع خالی
سئوال از هر که می سازی همان از وی جواب آید
ز داغش سیدا در دل گلستانی که من دارم
اگر بر شبنمش سازی نظر بوی گلاب آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و انتظار میپردازد. صبحی که بوی شراب و کباب به مشام میرسد، نشاندهنده شوری و حال و هوای خاص است. شاعر در آرزوی دیدار معشوق خود و در آغوش گرفتن اوست و به وضعیتی اشاره میکند که حتی در خواب هم نمیتواند از یاد او غافل باشد. او همچنین به دلمشغولیهای دنیوی و عدم وفاداری مردم اشاره میکند و میگوید که در قصر هستی، هیچکس از طمع خالی نیست. شاعر با استفاده از تشبیهها و نمادهای مختلف، ابراز احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و معشوق بیان میکند.