شمارهٔ ۲۴۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به سیر باغ اگر آن شعله بالا بلند آید
مبارک باد گویان بر سر گلها سپند آید
به دشت آرزو بینم اگر از دور آهویی
نگه از دیده ام پیچیده بیرون چون کمند آید
کدامین غنچه لب واکرده دکان تبسم را
به گوشم هر زمان آواز حلوای به قند آید
دل ما را مده از دست ای کاکل به آسانی
چه خونها می خورد صیاد تا صیدی به بند آید
مرا ای سیدا کشتست شمشیر عتاب او
کشیدن تیغ ابرو بر سر من تا به چند آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره زیباییهای طبیعت و احساسات عاشقانه صحبت میکند. او با توصیف شعلهای که در باغ بلند میشود و صدای آواز دلانگیز در دشت، احساس شادی و شگفتی را بیان میکند. همچنین اشاره به گلها و غنچههایی که خنده و شادی را بروز میدهند، دارد. شاعر همچنین به درد و رنج دل خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که آسان دل او را نشکند، چرا که صید دلها کار دشواری است. در نهایت، او به تاثیری که عشق و عتاب معشوق بر او گذاشته، اشاره میکند.