شمارهٔ ۲۵۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد
خورشید خم خم از پس دیوار بگذرد
بیچاره گلفروش در ایام حسن او
صد ره ز پیش چشم خریدار بگذرد
در راه عشق سبزه کند کار نیشتر
کو پابرهنه یی که از این خار بگذرد
مژگان رود بریده به دنباله نگاه
از پیش چشم هر که به یکبار بگذرد
در زیر خاک سرو چو قارون شد روان
از پیش چشم هر که به یکبار بگذرد
در زیر خاک چو سرو چو قارون شود روان
گر در چمن به آن قدر و رفتار بگذرد
دروازه عدم که چو سوراخ سوزن است
مانند رشته کیست که هموار بگذرد
پیچم بسان طره سنبل به خویشتن
گر بر سرم تصور دستار بگذرد
در خرمنی که حسن تو آتش فگنده است
زآنجا سپاه برق به زینهار بگذرد
با خار اگر ز روی حقارت نظر کنی
بر پا خلیده از سر دستار بگذرد
روشن ز روی خویش بکن خانه مرا
زود از من و تو روز و شب تار بگذرد
در باغ دهر هر که رسیدست سیدا
آخر چو گل به سینه افگار بگذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و به تصاویری از زندگی و طبیعت میپردازد. شاعر توضیح میدهد که در خانهای که یاد یار در آن حاکم است، حتی خورشید هم نمیتواند به سادگی عبور کند. او به وضعیت گلفروش و گذرها اشاره میکند و توصیف میکند که عشق چگونه میتواند عواطف عمیقی را در دل انسان ایجاد کند. همچنین، بر روی گذر زمان و پوشیده شدن زیباییها تحت فشار روزگار تأکید میکند. شاعر دعوت میکند تا زیبایی را در زندگی ببینیم و به اوج زندگی و عشق فکر کنیم، زیرا در نهایت همه چیز در گذر زمان به خاک میرسد. این شعر به عمق احساسات انسانی و زیباییاش میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند جهان را تغییر دهد.