نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود

می به کام شیشه ام چون در فلاخن سنگ بود

بر چراغ خانه ام هر دم نفس می شد گره

وقت همچون غنچه گل بر چراغم تنگ بود

ساغر عیشم به آب کهربا می شست روی

برگ گلزار نشاطم با خزان یکرنگ بود

پرده گوش من از قانون گرانی می کشید

ناله مطرب ندانم در کدام آهنگ بود

از نگاهم تا سحر چون اشک آتش می پرید

همچو شبنم خواب آسایش به چشمم تنگ بود

چین کلفت را نمی برد از جبینم موج می

دست روشنگر رخ آئینه ام را زنگ بود

سیدا اکنون شکفتن از بهارم رفته است

باغبان گلشنم زین بیش آب و رنگ بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی بی‌تابی و غم ناشی از دوری محبوب است. شاعر از احساسات دردناک خود در شب بی‌محبوب سخن می‌گوید و به تصاویری از ساغر و می، روشنایی و تاریکی، و زیبایی و زوال اشاره می‌کند. او در این حال، درگیری بین شادی و غم را احساس می‌کند و بیان می‌کند که زندگی‌اش بدون محبوبش دچار تغییرات منفی شده و به نوعی نومیدی و کسالت دچار شده است. در نهایت، نشان می‌دهد که فقدان محبوبش موجب از بین رفتن رنگ و بهار در زندگی‌اش شده است.