نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شنیدم زین دیار آن گل بسر عزم سفر دارد

مرا همچون نسیم ناامیدی در بدر دارد

نمی دانم که بی او حال زار من چه خواهد شد

فلک در کار من امروز آهنگ دگر دارد

وداعش می کنم شاید سرم در پیش زین بندد

مرصع خنجری بر دست تیغی بر کمر دارد

به دوش کاروان ناله بستم رخت هستی را

ز دنبالش رود هر کس که داغی بر جگر دارد

بده تعلیم خاکسترنشینی با من ای آتش

که آن طوطی سخن سودای هندوستان بسر دارد

مگر بلبل به گلشن خیربادش کرده می آید

که گل با خون دل رو شسته شبنم چشم تر دارد

دل از خود رفته و می جوید از مردم سراغش را

خبر می پرسد از دلدار و از خود کی خبر دارد

روم ای سیدا مانند نقش پا ز دنبالش

مرا چون سرمه شاید چشم او از خاک بردارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس جدایی و غم ناشی از دوری از محبوب است. شاعر از سفر محبوبش می‌گوید و حس ناامیدی‌اش را در این جدایی ابراز می‌کند. او نمی‌داند بدون محبوبش چه حالتی خواهد داشت و سرنوشتش چه خواهد بود. با یادآوری وداع با محبوبش، تصاویری از درد و رنج جدایی و دلتنگی به تصویر می‌کشد. شاعر از دیگران می‌خواهد که به او کمک کنند تا با این غم کنار بیاید و به جستجوی محبوب برمی‌خیزد. احساساتش عمیق و پر از نشانه‌های طبیعی مانند بلبل و گل، نماد عشق و زیبایی، است که از درد جدایی حکایت می‌کند. در کل، شعر به عمق احساسات انسانی در عشق و جدایی می‌پردازد.