نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سرو را شمشاد قدش محو چون تصویر کرد

آب را موج خرامش پای در زنجیر کرد

ای دم صبح قیامت این همه تأخیر چیست

پاس خاطر داریی صحبت مرا دلگیر کرد

هر سرمه با قد خم گشته می گوید هلال

گردش ایام ما را در جوانی پیر کرد

آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشت

چون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد

محتسب مرد و صراحی سجده های شکر ساخت

شیشه را از باده خالی مرگ این بی پیر کرد

سیدا دنیاپرستان را نگردد نو لباس

جغد نتواند به خود ویرانه را تعمیر کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و تاثیر زمان بر زندگی انسان می‌پردازد. شاعر با تصاویری از سرو و آب، تغییرات طبیعی و احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کند. او از تأخیر در صبح قیامت گله‌مند است و به یادآوری‌های دلگیر اشاره می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به گذر زمان و پیری در جوانی دارد و ابروی غضبناک را به چشم‌انداز زندگی و مرگ ربط می‌دهد. در نهایت، شاعر به بی‌اعتنایی دنیاپرستان به ارزش‌های واقعی و ناتوانی در بازسازی ویرانی‌ها اشاره می‌کند.