شمارهٔ ۲۹۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ترک هستی سالکان در زیر گردن کرده اند
رهنوردان کفش تنگ از پای بیرون کرده اند
در بیابان جنون امروز همچون گردباد
خیمه بر پا دوستان بر خاک مجنون کرده اند
دست گلچینان ز گلشن بسته بیرون برده اند
این گروه بی ادب در بوستان خون کرده اند
نیست امید ثمر از نخل های میوه دار
منعمان احوال خود اکنون دگرگون کرده اند
گشته جوی شیر پیش چشم مجنون بحر خون
تا سر خود لاله ها از کوه بیرون کرده اند
می برند اموال خود همراه در زیر زمین
اهل دنیا تکیه بر دیوار قارون کرده اند
سیدا گنجینه داران غافلند از روز مرگ
همچو مار این قوم را گویا که افسون کرده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف حال و هوای سردرگمی و جنون افرادی میپردازد که در جستجوی امور معنوی هستند، اما در واقع از مسیر اصلی خود دور شدهاند. سالکان و رهنوردان به دلیل محدودیتها و تنگی کفشها و شرایط ناگوار، به سرگردانی و پریشانی دچار آمدهاند. جوی شیرین به خون تبدیل شده و امید به ثمرهای از درختان میوهدار رخت بر بسته است. در این میان، اهل دنیا بر طمع و خودخواهی تکیه کرده و غافل از زوال حیات خود، غرق در دنیا شدهاند. این افراد به مانند ماری هستند که با افسون و جادو به خواب رفتهاند و از واقعیت دور شدهاند.