نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود

گرد او آغوش من پروانه همچون هاله بود

کلبه ام می گشت چون پروانه بر گرد سرم

شمع در کاشانه من شعله جواله بود

رفتم امشب سوی مطرب تا دلی خالی کنم

کاسه طنبور او لبریز آه و ناله بود

ساغر خود دوش بردم سوی بحر از تشنگی

بر لب دریا نظر کردم پر از تبخاله بود

بر سر بالین دنیا دار رفتم روز مرگ

چون نظر کردم به رویش مرده صدساله بود

بر در ارباب دولت پا نهادم سوختم

حلقه دروازه او شعله جواله بود

سیدا گشتم شبی مهمان به دولتخانه یی

نان او تر کرده در خون همچو داغ لاله بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و زندگی سخن می‌گوید. او شب را به عنوان شمع بزم ناله توصیف می‌کند و خود را همچون پروانه‌ای می‌بیند که به دور او می‌چرخد. شاعر از حال و روز خود در کلبه‌ای که همچون پروانه‌ای در حال چرخیدن است، می‌گوید و به سراغ مطربی می‌رود تا دلی از غم خالی کند. او همچنین با گوشه‌هایی از مرگ و حسرت زندگی روبه‌رو می‌شود و در نهایت به مهمانی در دولتخانه‌ای اشاره می‌کند که غذایی شور و غم‌انگیز دارد. این شعر به بیان عشق، اندوه و جستجوی تسکین در آشتی ناپذیر زیبایی و زوال زندگی می‌پردازد.